خاطره خنده بایگانی - جوک فور یو - اس ام اس جدید ، جوک جدید

-

جوک فور یو
    http://joke4u.ir/wp-admin/images/lol-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/angry-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/glad-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/grimace-icon.png http://joke4u.ir/wp-admin/images/heeeeyyy-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/love-heart-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/cry-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/love-rose-icon.png http://joke4u.ir/wp-admin/images/crying-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/smile-icon.png

خوش آمدید

به علت بروز بودن سایت از صفحات دیگر نیز دیدن فرمایید.

مطالب سایت صرفا جنبه طنز و فان دارند

پست ثابت

1883

خاطرات خنده دار فروردین ۹۲ ، ۲ام فروردین ۱۳۹۲

میخواستم قیمت یه شلوارو بپرسم دستمو گذاشتم رو شلواره اومدم بگم این شلوار چند قیمته اشتباهی گفتم ببخشید آقا این شلوار چه رنگیه!!!
هه هه هه 🙂
.:: خاطرات خنده دار فروردین ۹۲ ::.
مامان من از کامپیوتر فقط بلده یه سری بازیارو بیاره بازی کنه…
روی کیبورد کامپیوترمون یه علامت ضربدر هست که پنجره هایی که باز هستن رو میبنده!!!
حالا برا مامانم فیلم گذاشتم تموم که شده میگه چجوری ببندمش؟
گفتم اون علامت ضربدر رو بزن.. اونم دستشو گذاشت رو مانیتور روی ضربدری که گوشه پنجره هست..
به سلامتی همه مامانا که جوونیشونو گذاشتن واسه اینکه ماها یه چیزی یاد بگیریم… قربون همشون

1150

خاطرات خنده دار اسفند ماه ۹۱ ، ۶ام اسفند ۱۳۹۱

پسره اومده بهم پی ام داده چقد قیافت اشناس,هم دیگرو میشناسیم؟
میگم نه,فک نمیکنم
میگه هاااااا!!!!! فهمیدم,تو دوست دختر بعدیمی!!!!!!!!! 🙂
من l:
پـــسره
اعتماد به نفس 😐

.:: خاطرات خنده دار اسفند ماه ۹۱ ::.

من یه بار انگلیسی با یه یارویی بحثم شد اول بحث حق با من بود ولی بعد از دو دیقه دایره واژگانم تموم شد تصمیم گرفتم حق رو بدم به اون 😐

918

خاطرات خنده دار بهمن ماه ۹۱ ، ۳۰ام بهمن ۱۳۹۱

یادش بخیر میرفتیم سوپری سر کوچه از تلفنا داشت که سکه ۵ تومنی توش میزاشتیم موقعی طرف بر میداشت باید فشار میدادیم تا بتونیم بحرفیم منم همیشه یادم میرفت بفشارم !!!! تازه نونم دونه ای ۱۰ تومن بود !!

.:: خاطرات خنده دار بهمن ماه ۹۱ ::.

امروز رفتم کفش بگیرم وایسادم پشت ویترین به فروشنده گفتم: آقا اون چنده؟
کفش رو ورداشت گذاشت تو کیسه گفت: ۷۰ تومن مبارکت باشه!

689

خاطرات خنده دار ، ۱۷ام بهمن ۱۳۹۱

داشتم خیر سرم بعد عمری درس میخوندم،بعد نمیدونم چی شد خواستم یه فکری کنم که بعد از فارغ التحصیل شدنم تو طرح کار نکنم و برم یهو واسه تخصص(الان فهمیدین میخوام پزشک بشم یا بیشتر توضیح بدم؟)
فک کردم مثلا میتونم یه ازدواج سوری کنم که یهو یاد فرار از زندان و مایکل اسکافیلد افتادم(الان فهمیدین من فرار از زندان رو دیدم؟البته افتخار نیستا)و باز یهو یاد اون قسمت افتادم که بلیک میره سراغ زن سوری مایکل و باز یهو رفتم عمق سانسور صداسیما…(تازه میفهمم با دیدن فیلمای دوبله کجاهارو که از دست نمیدیم)
یعنی من اینطوری درس میخونم…اصلا تمرکز فوران میکنه از من…اگه بخت یار باشه از این فورانات رو باز براتون تعریف میکنم…
با تچکر

597

خاطرات خنده دار ، ۱۵ام بهمن ۱۳۹۱

یه سری هم با یکی از دوستام بحثم شد گفت حیف که سیدی وگرنه یه جوری میزدمت که راه خونتونو گم کنی 😐
جالبه کل هیکلش نصف منه 😐
بهش گفتم اعتماد بنفستو تحسین میکنم :))

482

خاطرات خنده دار ، ۱۱ام بهمن ۱۳۹۱

دیروز امتحان تعیین سطح زبان داشتیم تو دانشگاه
آقاهه برگشت گفت من قبلش بگم یکم صدای listening بده ولی شرایط برای همتون یکسانه
پخش کردن صدارو اصن افتضاحی کیفیت صدارو اینطوری براتون بگم
فرض کنید دوتا پیرزن ته زیرزمین با هم درگوشی حرف بزنن شما اینور زیر زمین با این ضبط دستیا صدارو ضبط کنید بعد بذارید پشت میکروفن پخش بشه
خوب یه جوری بذارید آدم بفهمه اینا اقلا به چه زبونی حرف میزنن

357

خاطرات خنده دار ، ۴ام بهمن ۱۳۹۱

یادش به خیر
یه اسباب بازی داشتیم یه محفظه ی پر از آب داشت و کلی حلقه های رنگی توش بود و یه دوتا چیزی شبیه نیزه هم توش بود.بعد دوتا کلید داشت که وقتی میزدی حلقه ها میپریدن بالا و باید مینداختیمشون تو اون یارو نیزه ها…
ههههییییی یادت به خیر بچگی

329

خاطرات خنده دار ، ۳ام بهمن ۱۳۹۱

تو دفترم هندزفری تو گوشم بود و داشتم آهنگ با صدا بلند گوش میدادم بعد یکی از ارباب رجوعا اومد از پله بره بالا پاش لیز خورد با مخ اومد رو زمین منم که داشتم با صدا بلند آهنگ گوش میدادم با صدا بلند خندیدم چون فکر میکردم تو این صدا کسی صدامو نمیشنوه :))
یهو دیدم همه برگشتن دارن منو نیگاه میکنن و اینجورین :((
منم که کم نیاوردم گوشیمو گذاشتم در گوشمو گفتم آره آره خیلی باحال بود راستی یادت نره فردا بیایی O.o
خودم موندم عجب فیلمی برا ملت بازی کردم :))

290

خاطرات خنده دار ، ۲۵ام دی ۱۳۹۱

یه پسر همسایه داریم ی ذره پنجه
عاغا این بچه بوده رفته بوده خونه عموش مهمونی.
یهو میبینن ی ساعته غیبش زده
میرن تو حیاط،میبینن ۶-۷تا جوجه رنگی(از این ماشینی ها ک خیلی گوگوری هسن)رو برداشته ب ترتیب از درخت حلق اویزشون کرده!
همشونو دار زده بود
اخیییی همشون مرده بودن.
فک کن

221

خاطرات خنده دار ، ۷ام دی ۱۳۹۱

ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺨﻮﻧﺪﻡ ﺭﻭ ﻣﺒﻞ،ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺍﻓﺮﯾﻦ
ﭘﺴﺮﻡ ! ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﻥ ﻣﻌﺪﻟﺖ ﺑﺎﻻ ﺑﯿﺎﺩ ﺑﺮﯼ ﺍﺭﺷﺪ ﺑﻌﺪﺵ ﺑﺮﯼ
ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺑﯿﺎﯼ ﺑﺮﺍﺕ ﺯﻥ ﺑﯿﮕﺮﻡ !!!…..
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﺍﮔﻪ ﻣﻌﺪﻟﺖ ۲۰ ﺷﻪ ﺩﻭ
ﺗﺎ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﻢ!!!
ﻣﻦ =))
ﺑﺎﺑﺎﻡ : )))
ﻣﺎﺩﺭﻡ 😐

12