داستان پسرعمه – این قسمت امتحان

-

جوک فور یو
    http://joke4u.ir/wp-admin/images/lol-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/angry-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/glad-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/grimace-icon.png http://joke4u.ir/wp-admin/images/heeeeyyy-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/love-heart-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/cry-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/love-rose-icon.png http://joke4u.ir/wp-admin/images/crying-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/smile-icon.png

خوش آمدید

به علت بروز بودن سایت از صفحات دیگر نیز دیدن فرمایید.

مطالب سایت صرفا جنبه طنز و فان دارند

پست ثابت

داستان

داستان پسرعمه – این قسمت امتحان

مجری: پسرعمه تو از چه جمله ای بیشتر از همه بدت میاد؟
پسرعمه: “پسرعمه زا سرت تو برگه خودت باشه”


مجری: مگه سرتو تو برگه این و اون میکنی!؟
پسرعمه: چک میکنم ببینم این طفلکی ها اشتباه ننوشته باشن!
مجری: تو که خودت صفر میشی چجوری میفهمی اونا اشتباه نوشتن یا نه!؟
پسرعمه: نگاه میکنم اگه طرف مثل من نوشته بود بهش میگم اشتباه نوشتی!
مجری: خب وقتی خودت میدونی اشتباه نوشتی چرا درستش نمیکنی!؟
پسرعمه: آی بابا…شما مگه نمیگی سرتو تو برگه کس دیگه ای نکن!؟
مجری: خب خودت فکر کن!
پسرعمه: اگه خودم میتونستم فکر کنم که همون اول درست مینوشتم!
مجری: ینی تو با تقلب صفر میشی!؟
پسرعمه: امان از رفقای خنگ آقای مجری!

.

.

داستان طنز

.

.

با داداشم دعوامون شده -__-
رفته بعد ِ نیم ساعت اومده میگه : ببخشـــــــــــید!
میگم: از تــــــو بعید بود بیای معذرت خواهی کنی! ه_ه
میگه: عاخه اســـــــهال داشتم گفتم اگه خوب بشم میرم از مرجان معذرت خواهی میکنم 😐
#_#

پست ثابت

uc_2583

دیدگاه مطلب داستان پسرعمه – این قسمت امتحان