خاطرات خنده دار اعتراف میکنم 2014

-

جوک فور یو
    http://joke4u.ir/wp-admin/images/lol-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/angry-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/glad-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/grimace-icon.png http://joke4u.ir/wp-admin/images/heeeeyyy-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/love-heart-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/cry-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/love-rose-icon.png http://joke4u.ir/wp-admin/images/crying-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/smile-icon.png

خوش آمدید

به علت بروز بودن سایت از صفحات دیگر نیز دیدن فرمایید.

مطالب سایت صرفا جنبه طنز و فان دارند

پست ثابت

اعتراف میکنم یکی از تفریحات بچگیمون این بود که هر وقت زنگ مدرسه رو میزدن هر چی صدا بلد بودیم و تو ذهنمون بود و در میاوردیم یک حالی میداد!
حس می کردیم تو جنگلیم با دوستان میمونمون
.

.

.

.

.

.

اعتراف می کنم بچه که بودم ,زنگ خونه ها رو میزدم فرار میکردم دستکش دستم میکردم اثر انگشت بجا نمونه
بعدنم که بزرگ شدم ایفون تصویری اومده بود دستکش دستم نمیکردم ولی صورت خودمو اونطرفی میکردم

.

.

.

خاطرات خنده دار اعتراف میکنم ۲۰۱۴

.

.

.

.

اعتراف میکنم یه بار تابستون رفته بودیم مسافرت. وقتی رسیدیم پا صندوق ماشین وایسادم و وسایل رو میدادم بقیه وقتی بقیه رفتن اومدم دبه ماست هم بزارم پایین درش تو دستم موند و خودش گومپ خورد زمین. کل هیکلم ماستی شد زود تا کسی نفهمه چادر خالمو برداشتم ماستا رو باهاش پاک کردم صداشم در نیاوردم
.

.

.

.

.

.

.

.
اعتراف میکنم بعضی وقتا صبح که از خواب بیدار میشم
تصمیم خیلی جدی میگیرم که از همین امروز خیلی خلاق و پر انرژی باشم
بعدش وجدانم میگه :دمت گرم ,اینو خوب اومدی
اخرش جفتمون با هم میخندیم و تصمیم قطعی میگیریم دورهمی یه چرتی بزنیم
.

.

.

.

.

..

.

.

.
اعتراف میکنم یه بار پنجم ابتدایی بودم که امتحان کلاس اول ابتداییا رو من مراقب شدم همچین که معاونه رفت دنبال کاراش گفتم بچه ها تقلب کنید. خودمم وایسادم کسی نیاد. خخخ الان که سوم راهنماییم هنوز وقتی بچه های اون کلاس منومیبیننکلی منو تحویل میگیرن. یاد بگیرین

.

.

.

.

خاطرات خنده دار

.

.

.
اعتراف میکنم یه بار برا خنده زنگیدم ۱۱۸
ﮔﻔﺘﻢ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺭﻭ میخام
ﯾﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺩﺍﺩ!
تعجب کردم ولی باز زنگ زدم
ﯾﮑﯽ برﺩﺍﺷﺖ ﮔﻔﺖ ﺗﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻓﺎﺭﺍﺑﯽ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ؟
.

.

.

.

.

.

اعتراف میکنم ۱۰ سالم بود فکر میکردم آب وقتی تا ته بازه
یکی از دستام زیرش باشه اب هدر نمیره
.

.

.

اعتراف میکنم جدید

.

.

.

.
اعتراف میکنم وقتی زنگ میزنم به یکی اونم جواب نمیده بعدش هی براش تک میندازم که ثابت کنم من خیلی بهت زنگ زدم تو جواب ندادی

.

.

.

.

.

.

.

.

.
اعتراف میکنم بچه بودم قایق کاغذی درست میکردم و ۴-۵ تا مورچه میگرفتم و سوار قایق میکردم بعد قایقو مینداختم توجوب بعد غرق نمیشد حوصلم سر میرفت خودم غرقشون میکردم. یه چنین موجودی بودم من
.

.

.

.

.

خاطرات خنده دار جدید

.

.

.

.

.
اعتراف میکنم بچه که بودم فک میکردم اونایی که چشاشون رنگیه ادما رو رنگی میبینن چشم خواهر منم رنگی بود هی میرفم ازش  میپرسیدم منو چه رنگی میبینی؟اونم هر دفه یه رنگی میگم منم فک میکردم راس  میگه
.

.

.

.

.

خاطرات خنده دار

.

.

.

.

.
اعتراف میکنم یکی از تفریحات دوران دبیرستان این بود پشت برگه بنویسم “این خر بفروش میرسد” بعد سنجاق میکردم پشت ملت بعد دنبالش راه میفتادم تمام طول مسیر کرکره میخندیم
.

.

.

.

.

.

اعتراف میکنم زن که گرفتم خیلی بیشتر از قبل به مرگ فکر میکنم

پست ثابت

uc_2583

دیدگاه مطلب خاطرات خنده دار اعتراف میکنم ۲۰۱۴



انجمن