خاطرات خنده دار بایگانی - جوک فور یو - اس ام اس جدید ، جوک جدید

-

جوک فور یو
    http://joke4u.ir/wp-admin/images/lol-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/angry-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/glad-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/grimace-icon.png http://joke4u.ir/wp-admin/images/heeeeyyy-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/love-heart-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/cry-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/love-rose-icon.png http://joke4u.ir/wp-admin/images/crying-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/smile-icon.png

خوش آمدید

به علت بروز بودن سایت از صفحات دیگر نیز دیدن فرمایید.

مطالب سایت صرفا جنبه طنز و فان دارند

پست ثابت

44_9310221421045034

1_9310211420934559
11505

خاطرات خنده دار از حیوانات خانگی ، ۱۴ام مرداد ۱۳۹۳

خاطرات خنده دار

خاطرات خنده دار از حیوانات , خاطرات حیوانات خانگی

همیشه وقتی از پیش سطل آشغالی رد میشدم یه لگد محکم میزدم در ۹۰ درصد مواقع یه گربه جن زده میومد بیرون Big Smile

ولی دیگه توبه کردم .....امروز دیدم گربه هه رفت تو سطل منم درشو بستم کسی اذیتش نکنه

والا…… تا کی آزار حیوانات؟ Baffle

11308

اعترافات خنده دار جدید ، ۲ام مرداد ۱۳۹۳

اعترافات خنده دار

اعترافات خنده دار جدید , اعترافات جدید

اعتراف میکنم هنوز یاد نگرفتم بچه ها فامیل رو که میان اذیت میکنم به گریه میندازم چجوری ساکتشون کنم :دی

.

.

.

.

.

.

.

اعتراف میکنم بچه بودم تو دستشویی دور مورچه ها رو آب میریختم زندانی میشدن بعد میزاشتم برن تا بیشتر قدر زندگی رو بدونن. خلاصه اینقدر بفکر بقیه بودم

خاطرات ضایع شدن

۴ خاطره ضایع شدن خنده دار در ادامه ….

خاطرات خنده دار

اعتراف میکنم یه بار مامانم داشت ازم جلو خالم اینا تعریف میکرد اومدم تکمیل کنم عرایض مادر رو تایید کنم گفتم: نه منم یه خری مثله شمام

.

.

.

.

.

.

اعتراف میکنم معلمه تو دبستان گفت مشق ها رو خودتون بنویسید با دوربین مخفی هواتونو دارم. از اون به روزی چندساعت دنبال سوارخ سنبه هاى خونه رو میگشتم. البته من خنگ نبودم از اول میدونستم تو کانال کولره

10884

اعترافات خنده دار بچگی ، ۱۴ام تیر ۱۳۹۳

اعترافات خنده دار

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم میخاستم برم مجلس زنونه. از شانس خوب ما یه زنه شناخت منو باکفش زد توسرم منم همونجا بیهوش افتادم

.

.

.

.

.

.

.

اعتراف میکنم بچه که بودم تو اتاق فوتبال بازی میکردم
بعضی وقتا فکر میکردم کلی تماشاگر دارن اسممو صدا میزنن
منم جوگیر میشدم رو فرش تف مینداختم

خاطرات آقوی همسایه

agho-hamsaye-joke4u

آقو جونم براتون بگه ما یه خاطره بسیار فرحبخش از ماه رمضون داریم…یه بار رفتیم روزه بگیریم با هزار سختی تا دم افطار ای گرسنگی و تشنگی رو تحمل کردیم ولی …..

10845

اعتراف میکنم جدید ، ۱۱ام تیر ۱۳۹۳

اعتراف میکنم

اعتراف میکنم بچه بودم بهم پول نمیدادن منم هر وقت مهمون میومد جلو همه به بابام میگفتم پول بریم با بچه مهمونا یه چیزی بخریم تازه بعضی وقتا بابای اونام پول میداد. منم وسط راه اذهان عمومی رو منحرف میکردم همه پولا رو بالا میکشیدم. یه همچین بچه اقتصاد دانی بودم من

.

.

.

.

.

.

اعتراف میکنم هر دفعه خودکار نو خریدم هی دوست داشتم بنویسم کلی انگیزه میدم به ادم

اعتراف میکنم یکی از تفریحات بچگیمون این بود که هر وقت زنگ مدرسه رو میزدن هر چی صدا بلد بودیم و تو ذهنمون بود و در میاوردیم یک حالی میداد!
حس می کردیم تو جنگلیم با دوستان میمونمون
.

.

.

.

.

.

اعتراف می کنم بچه که بودم ,زنگ خونه ها رو میزدم فرار میکردم دستکش دستم میکردم اثر انگشت بجا نمونه
بعدنم که بزرگ شدم ایفون تصویری اومده بود دستکش دستم نمیکردم ولی صورت خودمو اونطرفی میکردم

7890

اعتراف میکنم بچه بودم با کلوخ زدم وسط پیشونی داداش کوچیکترم تا گریه کنه
بعدشم خودم بغلش کنم دیگه گریه نکنه
اخه یکی از فانتزیام این بود به گریش بندازمو خودم ارومش کنم
روانیم خودتی
.

.

.

.

.

.

اعتراف میکنم بار اولیکه ماشینو بردم کارواش همراه کارگرها ماشینو شستم بعد مسئول کارواش اومد خجالت زده منو جمع کرد

10437

سری جدید خاطرات خنده دار ضایع شدن ، ۲۰ام خرداد ۱۳۹۳

امتحان داشتیم میخواستم ساعت ۴ صبح از خواب بلند بشم مثلا درس بخونم
خواب من خیلی خیلی سنگین ….

123