X بستن تبلیغات

منوی اصلی

طنز

جوک ها

اس ام اس ها

اس ام اس موضوعی

اس ام اس مناسبتی

داستان

مطالب دیگر

مرامنامه

 

خاطرات خنده دار

(+_+)  (+_+)   (+_+)  (+_+)

چند روز پیش رفتم ساعت فروشی واسم ساعتمو تنگ کنه ..
هیچی خلاصه بعد از اتمام کار گفتم چه قدر تقدیم کنم ؟؟
گفت قابل شما رو نداره
منم گفتم نه نمیشه که .. بگین چقدر میشه
گفت نه قابل شما رو نداره
گفتم پس مرسی … ممنون
هیچی دیگه اومدم بیرون ..

(+_+)  (+_+)   (+_+)  (+_+)

نویسنده : milad | موضوع : جملات خنده دار, خاطرات خنده دار, طنز | بازدید : 1,242 بار | بدون نظر
1883 | خاطرات خنده دار فروردین ۹۲ [ ۲م فروردین ۱۳۹۲ ]

میخواستم قیمت یه شلوارو بپرسم دستمو گذاشتم رو شلواره اومدم بگم این شلوار چند قیمته اشتباهی گفتم ببخشید آقا این شلوار چه رنگیه!!!
هه هه هه :-)
.:: خاطرات خنده دار فروردین ۹۲ ::.
مامان من از کامپیوتر فقط بلده یه سری بازیارو بیاره بازی کنه…
روی کیبورد کامپیوترمون یه علامت ضربدر هست که پنجره هایی که باز هستن رو میبنده!!!
حالا برا مامانم فیلم گذاشتم تموم که شده میگه چجوری ببندمش؟
گفتم اون علامت ضربدر رو بزن.. اونم دستشو گذاشت رو مانیتور روی ضربدری که گوشه پنجره هست..
به سلامتی همه مامانا که جوونیشونو گذاشتن واسه اینکه ماها یه چیزی یاد بگیریم… قربون همشون

نویسنده : mostafa | موضوع : خاطرات خنده دار, طنز | بازدید : 1,017 بار | بدون نظر

یادش بخیر ، ذوق و شوق لباس و کفش نو و پروو کردن هر روز اونا جلوی پدر و مادر !
.:: اس ام اس خاطره انگیز عید نوروز ۹۲ ::.
یادش بخیر ، تنگ ماهی خاک خورده روی طاقچه !

نویسنده : mostafa | موضوع : اس ام اس مناسبتی, اس ام اس نوروز, خاطرات خنده دار, طنز | بازدید : 2,988 بار | بدون نظر
1669 | خاطرات فراموش نشدنی عید نوروز [ ۲۳م اسفند ۱۳۹۱ ]

یادش بخیر ، حس شادی خیلی خاص روزهای تعطیل قبل سال تحویل !
.:: خاطرات فراموش نشدنی عید نوروز ::.
یادش بخیر ، خرید تجهیزات چارشنبه سوری از ۲ماه قبل و قایم کردنشون توی سوراخ سمبه های خونه !

نویسنده : mostafa | موضوع : اس ام اس مناسبتی, اس ام اس نوروز, خاطرات خنده دار, طنز | بازدید : 1,406 بار | ۳ نظر
1351 | خاطرات خنده دار اسفند ۹۱ [ ۱۰م اسفند ۱۳۹۱ ]

توروخدایه چیز میگم ازجوک فور یو بیرونم نکنین !!!گفتم شایداگه خودم اعتراف کنم جرمم سبک تربشه!!!! من …من …. چیزه… هولم نکنین دارم میگم دیگه !! من چن روزپیش طبق معمول اومده بودم جوک فور یوببینم جوکام تاییدشده یانه؟؟؟این گودزیلا هم اومدنشست کنارم منم گفتم خنگه. یادنمیگیره خلاصه یه کم خاطره و…خوندم کامپیوتروتقدیم گودزیلا کردم فک کردم می خوادبازی کنه درکمال تعجب دیدم اومد جوک فور یو!! ازاون روزبه بعدهمیشه میاد جوک فور یو تازه عضوسایت هم شده چن تا جوک بی مزه فرستاده جوک فور یو تاییدنشده !!!اومده بودمیگفت گودزیلا چیه گفتم نمیدونم !!!اخلاصه اینم نوازشم کرده !!!!می گم پاشین یه زرهی چیزی بپوشین بیاین بشینین به خاطرخودتون میگم یهو دیدن ازتومانیتوراومدتوهااا!!!راستی هوس افق هم نکنین دیروز چن تا گودزیلا فرستادم اونجا!!!راستی اقاعباس اگه خواستی یه چیزی بکن توحلقش!!خوب دیگه شماروباگودزیلاتنهامیذارم تاراحت باشین !! فک وفامیله اینادارن؟؟!!!

.:: خاطرات خنده دار اسفند ۹۱ ::.

سر کلاس علوم بودم تک زنگ خورده زنگ علوم تموم شده تازه معلم میگه بسم الله الرحمان الرحیم هیچی دیگه بچه ها از خنده داشتم کت ها رو گاز میزدن

نویسنده : mostafa | موضوع : خاطرات خنده دار, طنز | بازدید : 1,306 بار | ۴ نظر
1150 | خاطرات خنده دار اسفند ماه ۹۱ [ ۶م اسفند ۱۳۹۱ ]

پسره اومده بهم پی ام داده چقد قیافت اشناس,هم دیگرو میشناسیم؟
میگم نه,فک نمیکنم
میگه هاااااا!!!!! فهمیدم,تو دوست دختر بعدیمی!!!!!!!!! :)
من l:
پـــسره
اعتماد به نفس :|

.:: خاطرات خنده دار اسفند ماه ۹۱ ::.

من یه بار انگلیسی با یه یارویی بحثم شد اول بحث حق با من بود ولی بعد از دو دیقه دایره واژگانم تموم شد تصمیم گرفتم حق رو بدم به اون :|

نویسنده : mostafa | موضوع : خاطرات خنده دار, طنز | بازدید : 596 بار | بدون نظر
918 | خاطرات خنده دار بهمن ماه ۹۱ [ ۳۰م بهمن ۱۳۹۱ ]

یادش بخیر میرفتیم سوپری سر کوچه از تلفنا داشت که سکه ۵ تومنی توش میزاشتیم موقعی طرف بر میداشت باید فشار میدادیم تا بتونیم بحرفیم منم همیشه یادم میرفت بفشارم !!!! تازه نونم دونه ای ۱۰ تومن بود !!

.:: خاطرات خنده دار بهمن ماه ۹۱ ::.

امروز رفتم کفش بگیرم وایسادم پشت ویترین به فروشنده گفتم: آقا اون چنده؟
کفش رو ورداشت گذاشت تو کیسه گفت: ۷۰ تومن مبارکت باشه!

ارسال کننده: Fatima
نویسنده : mostafa | موضوع : خاطرات خنده دار, طنز | بازدید : 1,021 بار | يک نظر
689 | خاطرات خنده دار [ ۱۷م بهمن ۱۳۹۱ ]

داشتم خیر سرم بعد عمری درس میخوندم،بعد نمیدونم چی شد خواستم یه فکری کنم که بعد از فارغ التحصیل شدنم تو طرح کار نکنم و برم یهو واسه تخصص(الان فهمیدین میخوام پزشک بشم یا بیشتر توضیح بدم؟)
فک کردم مثلا میتونم یه ازدواج سوری کنم که یهو یاد فرار از زندان و مایکل اسکافیلد افتادم(الان فهمیدین من فرار از زندان رو دیدم؟البته افتخار نیستا)و باز یهو یاد اون قسمت افتادم که بلیک میره سراغ زن سوری مایکل و باز یهو رفتم عمق سانسور صداسیما…(تازه میفهمم با دیدن فیلمای دوبله کجاهارو که از دست نمیدیم)
یعنی من اینطوری درس میخونم…اصلا تمرکز فوران میکنه از من…اگه بخت یار باشه از این فورانات رو باز براتون تعریف میکنم…
با تچکر

نویسنده : mostafa | موضوع : خاطرات خنده دار, طنز | بازدید : 644 بار | بدون نظر
597 | خاطرات خنده دار [ ۱۵م بهمن ۱۳۹۱ ]

یه سری هم با یکی از دوستام بحثم شد گفت حیف که سیدی وگرنه یه جوری میزدمت که راه خونتونو گم کنی :|
جالبه کل هیکلش نصف منه :|
بهش گفتم اعتماد بنفستو تحسین میکنم :))

نویسنده : mostafa | موضوع : خاطرات خنده دار, طنز | بازدید : 768 بار | بدون نظر
482 | خاطرات خنده دار [ ۱۱م بهمن ۱۳۹۱ ]

دیروز امتحان تعیین سطح زبان داشتیم تو دانشگاه
آقاهه برگشت گفت من قبلش بگم یکم صدای listening بده ولی شرایط برای همتون یکسانه
پخش کردن صدارو اصن افتضاحی کیفیت صدارو اینطوری براتون بگم
فرض کنید دوتا پیرزن ته زیرزمین با هم درگوشی حرف بزنن شما اینور زیر زمین با این ضبط دستیا صدارو ضبط کنید بعد بذارید پشت میکروفن پخش بشه
خوب یه جوری بذارید آدم بفهمه اینا اقلا به چه زبونی حرف میزنن

نویسنده : mostafa | موضوع : خاطرات خنده دار, طنز | بازدید : 732 بار | يک نظر
12