banner900-min

منوی اصلی

طنز

جوک ها

اس ام اس ها

اس ام اس موضوعی

اس ام اس مناسبتی

داستان

مطالب دیگر

صفحات دیگر ما

joke4u-facebook-fan joke4u-twitter-fan

مرامنامه

خاطرات خنده دار

نمایش نتایج موضوع "خاطرات خنده دار"


travian-ads

بازی آنلاین تراوین

با میلیون ها تومان جوایز نقدی در هر ماه برای افراد برنده

ورژن 4.4 تراوین اصلی بدون باگ با تغییرات جدید

بصورت آنلاین با دیگران در رقابتی سخت شرکت کنید

T r a v o . i r

11505 | خاطرات خنده دار از حیوانات خانگی [ ۱۴ام مرداد ۱۳۹۳ ]

خاطرات خنده دار

خاطرات خنده دار از حیوانات , خاطرات حیوانات خانگی

همیشه وقتی از پیش سطل آشغالی رد میشدم یه لگد محکم میزدم در ۹۰ درصد مواقع یه گربه جن زده میومد بیرون Big Smile

ولی دیگه توبه کردم .....امروز دیدم گربه هه رفت تو سطل منم درشو بستم کسی اذیتش نکنه

والا…… تا کی آزار حیوانات؟ Baffle

نویسنده : milad | موضوع : خاطرات خنده دار | بازدید : 850 بار | بدون نظر
11308 | اعترافات خنده دار جدید [ ۲ام مرداد ۱۳۹۳ ]

اعترافات خنده دار

اعترافات خنده دار جدید , اعترافات جدید

اعتراف میکنم هنوز یاد نگرفتم بچه ها فامیل رو که میان اذیت میکنم به گریه میندازم چجوری ساکتشون کنم :دی

.

.

.

.

.

.

.

اعتراف میکنم بچه بودم تو دستشویی دور مورچه ها رو آب میریختم زندانی میشدن بعد میزاشتم برن تا بیشتر قدر زندگی رو بدونن. خلاصه اینقدر بفکر بقیه بودم

نویسنده : milad | موضوع : اعترافات احمقانه, خاطرات خنده دار | بازدید : 1,022 بار | بدون نظر
11040 | خاطرات ضایع شدن شنیدنی خنده دار [ ۲۱ام تیر ۱۳۹۳ ]

خاطرات ضایع شدن

۴ خاطره ضایع شدن خنده دار در ادامه ….

نویسنده : milad | موضوع : خاطرات خنده دار | بازدید : 1,333 بار | بدون نظر

خاطرات خنده دار

اعتراف میکنم یه بار مامانم داشت ازم جلو خالم اینا تعریف میکرد اومدم تکمیل کنم عرایض مادر رو تایید کنم گفتم: نه منم یه خری مثله شمام

.

.

.

.

.

.

اعتراف میکنم معلمه تو دبستان گفت مشق ها رو خودتون بنویسید با دوربین مخفی هواتونو دارم. از اون به روزی چندساعت دنبال سوارخ سنبه هاى خونه رو میگشتم. البته من خنگ نبودم از اول میدونستم تو کانال کولره

نویسنده : milad | موضوع : اعترافات احمقانه, خاطرات خنده دار, مطالب طنز | بازدید : 867 بار | يک نظر
10884 | اعترافات خنده دار بچگی [ ۱۴ام تیر ۱۳۹۳ ]

اعترافات خنده دار

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم میخاستم برم مجلس زنونه. از شانس خوب ما یه زنه شناخت منو باکفش زد توسرم منم همونجا بیهوش افتادم

.

.

.

.

.

.

.

اعتراف میکنم بچه که بودم تو اتاق فوتبال بازی میکردم
بعضی وقتا فکر میکردم کلی تماشاگر دارن اسممو صدا میزنن
منم جوگیر میشدم رو فرش تف مینداختم

نویسنده : milad | موضوع : اعترافات احمقانه, خاطرات خنده دار | بازدید : 675 بار | بدون نظر

خاطرات آقوی همسایه

agho-hamsaye-joke4u

آقو جونم براتون بگه ما یه خاطره بسیار فرحبخش از ماه رمضون داریم…یه بار رفتیم روزه بگیریم با هزار سختی تا دم افطار ای گرسنگی و تشنگی رو تحمل کردیم ولی …..

نویسنده : milad | موضوع : خاطرات خنده دار | بازدید : 994 بار | بدون نظر
10845 | اعتراف میکنم جدید [ ۱۱ام تیر ۱۳۹۳ ]

اعتراف میکنم

اعتراف میکنم بچه بودم بهم پول نمیدادن منم هر وقت مهمون میومد جلو همه به بابام میگفتم پول بریم با بچه مهمونا یه چیزی بخریم تازه بعضی وقتا بابای اونام پول میداد. منم وسط راه اذهان عمومی رو منحرف میکردم همه پولا رو بالا میکشیدم. یه همچین بچه اقتصاد دانی بودم من

.

.

.

.

.

.

اعتراف میکنم هر دفعه خودکار نو خریدم هی دوست داشتم بنویسم کلی انگیزه میدم به ادم

نویسنده : milad | موضوع : اعترافات احمقانه, خاطرات خنده دار | بازدید : 516 بار | بدون نظر
10529 | خاطرات خنده دار اعتراف میکنم ۲۰۱۴ [ ۲۴ام خرداد ۱۳۹۳ ]

اعتراف میکنم یکی از تفریحات بچگیمون این بود که هر وقت زنگ مدرسه رو میزدن هر چی صدا بلد بودیم و تو ذهنمون بود و در میاوردیم یک حالی میداد!
حس می کردیم تو جنگلیم با دوستان میمونمون
.

.

.

.

.

.

اعتراف می کنم بچه که بودم ,زنگ خونه ها رو میزدم فرار میکردم دستکش دستم میکردم اثر انگشت بجا نمونه
بعدنم که بزرگ شدم ایفون تصویری اومده بود دستکش دستم نمیکردم ولی صورت خودمو اونطرفی میکردم

نویسنده : milad | موضوع : اعترافات احمقانه, خاطرات خنده دار | بازدید : 641 بار | بدون نظر

7890

اعتراف میکنم بچه بودم با کلوخ زدم وسط پیشونی داداش کوچیکترم تا گریه کنه
بعدشم خودم بغلش کنم دیگه گریه نکنه
اخه یکی از فانتزیام این بود به گریش بندازمو خودم ارومش کنم
روانیم خودتی
.

.

.

.

.

.

اعتراف میکنم بار اولیکه ماشینو بردم کارواش همراه کارگرها ماشینو شستم بعد مسئول کارواش اومد خجالت زده منو جمع کرد

نویسنده : milad | موضوع : اعترافات احمقانه, خاطرات خنده دار | بازدید : 656 بار | بدون نظر
10437 | سری جدید خاطرات خنده دار ضایع شدن [ ۲۰ام خرداد ۱۳۹۳ ]

امتحان داشتیم میخواستم ساعت ۴ صبح از خواب بلند بشم مثلا درس بخونم
خواب من خیلی خیلی سنگین ….

نویسنده : milad | موضوع : خاطرات خنده دار | بازدید : 1,106 بار | يک نظر
123