خاطرات خنده دار

-

جوک فور یو
    http://joke4u.ir/wp-admin/images/lol-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/angry-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/glad-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/grimace-icon.png http://joke4u.ir/wp-admin/images/heeeeyyy-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/love-heart-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/cry-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/love-rose-icon.png http://joke4u.ir/wp-admin/images/crying-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/smile-icon.png

خوش آمدید

به علت بروز بودن سایت از صفحات دیگر نیز دیدن فرمایید.

مطالب سایت صرفا جنبه طنز و فان دارند

پست ثابت

482

خاطرات خنده دار ، ۱۱ام بهمن ۱۳۹۱

دیروز امتحان تعیین سطح زبان داشتیم تو دانشگاه
آقاهه برگشت گفت من قبلش بگم یکم صدای listening بده ولی شرایط برای همتون یکسانه
پخش کردن صدارو اصن افتضاحی کیفیت صدارو اینطوری براتون بگم
فرض کنید دوتا پیرزن ته زیرزمین با هم درگوشی حرف بزنن شما اینور زیر زمین با این ضبط دستیا صدارو ضبط کنید بعد بذارید پشت میکروفن پخش بشه
خوب یه جوری بذارید آدم بفهمه اینا اقلا به چه زبونی حرف میزنن

.:: خاطرات خنده دار ::.

مخاطب خاصم ساعته ۴نصفه شب زنگیده!منم عینهو جنازه ای که تازه زنده شده باشه از خواب پریدم جوابشو بدم!!!!(صدام زار میزد که خوابیده بودم!!!) پرسیده: نخوابیده بودی که عجغم؟!!!! منه بدبختم خواستم مثلا تو ذوقش نزده باشم گفتم: نه بابا خواب کجا بود؟!!!! حالا پیله کرده که نصفه شبی به کدوم موش مرده ای اس میدادی که بیدار بودی؟!!!!!
مخاطب خاص نیس که یه پا شرلوک هلمزه واسه خودش!!!!!!فک کنم اگه بخوام تو افق هم محو بشم بیاد پیدام کنه و سوال پیچم کنه؟!!!!!
مخاطبه خاص مشکوکه دارم من؟!!!!!!

.:: خاطرات خنده دار ::.

عاغا یه روز سرصف عابر بانک بودم هف هش نفر پشت سرم بودن.خواستم رمز کارتمو عوض کنم خودمو جوری گرفتم که هیشکی نبینه.رمز جدیدو زدم ۱۳۷۵ اما تکرار رمزو حواسم نبود زدم ۱۳۵۷٫یهو همه با هم گفتن رمز اولت۱۳۷۵بود!!!(چجوری دیدن؟خدا میدونه)یه نگاه معنادار بهشون کردم که دیگه از این کنجکاویا(شایدم فضولیا)نکنن……….آخه این چه عادت بدیه.شاید من یه کار خصوصی داشته باشم………والا به غرعان………بزن + g

 .:: خاطرات خنده دار ::.

برا دختر خاله م که ۱۴ سالشه خاستگار اومده میخواد نامزد کنه
خاله م زنگ زده دعوت بگیره به مامانم میگه رها رو نیارید دلش میشکنه خودش هنوز مجرده مامانم زل زل چشم میندازه به چشم من یگه خوب چیکار میشه کرد آدم باید درک کنه خشگلا زودتر شوهر میکنن

الان دیوار کجاست سرمو بکوبم بهش

.:: خاطرات خنده دار ::.

چرا عاقل کند کاری ک باز آرد پشیمانی
مادر من! مگه من بیچاره ، چه گناهی کردم ک باید به یه پسر خالم (دهه هشتادی) درس یاد بدم ؟!
بعد دوساعت که خودم رو (پا…) کردم !
پسر خالم برگشته میگه این رو که بلد بودم داشتم گیرت میاوردم !!
الان انتظار دارید قیافه ام چطوری باشه ؟

پست ثابت

uc_2583

دیدگاه مطلب خاطرات خنده دار

۱ نظر ارسال شده
  1. سما گفت:

    سلام چندتا از خاطراتونو خوندم ممنون جالب بودن .

    [Reply]



انجمن