خاطرات جدید باحال اعترافی

-

جوک فور یو
    http://joke4u.ir/wp-admin/images/lol-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/angry-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/glad-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/grimace-icon.png http://joke4u.ir/wp-admin/images/heeeeyyy-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/love-heart-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/cry-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/love-rose-icon.png http://joke4u.ir/wp-admin/images/crying-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/smile-icon.png

خوش آمدید

به علت بروز بودن سایت از صفحات دیگر نیز دیدن فرمایید.

مطالب سایت صرفا جنبه طنز و فان دارند

پست ثابت

10679

خاطرات جدید باحال اعترافی ، ۳۱ام خرداد ۱۳۹۳

خاطرات

eteraf mikanam-joke4u
اعتراف میکنم ۲۷ سالمه بیسکویت ساقه طلایی یا بیسکویت مادرو تو شیر له میکنم میخورم آی حال میده
.

.

.

.

.

اعتراف میکنم بچه بودم شصت پامو میچپوندم تو دهنم و مزه ترشی داشت منم از خوشحالی میدویدم که آآآآآآخ جون پام لواشکی شده
هرچی هم که میگی خودتی

.

.

.

خاطره خنده دار

.

.

.

.

اعتراف میکنم کارتون دوقولوها افسانه ای رو میدیدم دست خاهرمو میگرفتم که جادو کنم
هیچی ازش در نمیومد به مامانم میگفتم مامان اینو بنداز دور یکی اصلیشو بیار
.

.

.

.

.

اعتراف میکنم عید که میشد از هر کی توقع عیدی داشتم بهم نداده
.

.

.

.

خاطرات خنده دار

.

.

.
.
اعتراف میکنم بچه که بودم اولین باری که پشمک رو از نزدیک دیدم فک کردم یه عالمه پیره زن رفتن سلمونی .یه همچین بچه با زکاوتی بودم
.

.

.

.

.

.
.

.
اعتراف میکنم کوچیک که بودم فکر میکردم مجری تلوزیون همش منو نگاه میکنه
البته برا تستش چند بارم جامو عوض کردم ولی بازم داشت منو نگاه میکرد
.
.
.

.

خاطره خفن

.

.

.

.

.
اعتراف میکنم
یه بار شب عید دیر شده بود به عید دیدنی نمیرسیدم
شبیه فیلما جوگیر شدم
به اولین تاکسی که رسید گفتم آقا دربست؟؟
وسط راه گفت کرایه ات میشه ۴۰ هزار تومن
همونجا خودمو از ماشین پرت کردم تو خیابون
تا الان ۳۹/۵۰۰ خرج بیمارستانم شده
بازم خداروشکر ۵۰۰ تومن سود کردم
.

.

.

.

.

خاطره باحال

.
.
.
.
.

اعتراف می کنم اون اولا که اینترنت اومده بود با dial up روزا میرفتم گوگل و اسم وفامیلی خودمو میزدم تا عکسمو بیاره. فک می کردم همچین شخصیت مشهوری بودم اونموق
.

.

.
.

.

.

.

.

اعتراف میکنم وقتی از اعضای خانواده ناراحتم برای انتقام میرم دمپایی دستشویی رو خیس میکنم
خیلی بدجنسم نه؟؟؟
.

.

.

.

اعتراف میکنم جدید

.

.

.

اعتراف میکنم بچه بودم از مهمونی فقط قسمت اخرش که مهمونا میرفتن رو دوست داشتم
اخه بعد رفتنشون با سرعت ابر و باد میومدم میوه ها و شیرینی های تو بشقابشونو میخوردم
.

.

.

.

.

.

.
اعتراف میکنم بعنوان یه مهندس رفتم دیوارو سوراخ کنم شک کردم زیر دیوار سیم برق هست یا نه برا اینکه برق نگیرتم رفتم فیوز رو قطع کردم بعد دیدم دریل کار نمیکنه کلی غصه خوردم که دریل سوخت

پست ثابت

uc_2583

دیدگاه مطلب خاطرات جدید باحال اعترافی



انجمن