اعتراف کنید

-

جوک فور یو
    http://joke4u.ir/wp-admin/images/lol-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/angry-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/glad-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/grimace-icon.png http://joke4u.ir/wp-admin/images/heeeeyyy-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/love-heart-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/cry-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/love-rose-icon.png http://joke4u.ir/wp-admin/images/crying-icon.pnghttp://joke4u.ir/wp-admin/images/smile-icon.png

خوش آمدید

به علت بروز بودن سایت از صفحات دیگر نیز دیدن فرمایید.

مطالب سایت صرفا جنبه طنز و فان دارند

پست ثابت

2426

اعتراف کنید ، ۲۲ام فروردین ۱۳۹۲

سلام به همه بروبکس سایت جو فور یو
بخش اعترافات رو که تو سایت دیده اید
حال باید شما هم اعترافات خود را در سایت درج نمایید (اجباری نیست)
فکر کنم هممون کلی اعتراف خنده دار داشته باشیم
شما هم اعتـــــــرافـــــــــــ کـــــــنـــــــیــــــد

جهت ارسال اعتراف به پایین صفحه مراجعه نمایید.

پست ثابت

uc_2583

دیدگاه مطلب اعتراف کنید

۶۶ نظر ارسال شده
  1. خوب رسیدیم به اعتراف 😀
    اول از خودم شروع میکنم
    اعتراف می کنم یه بار با دمپایی رفتم دانشگاه اصلا حواسم نبود با =))

    [Reply]
  2. علی گفت:

    خب منم اعتراف میکنم که پنجم ابتدایی که بودم فک میکردم کارت اینترنت یه جایی تو کیس وصل میشه :دی
    تا الان که دانشگام هیچ وقت یادم نمیره اون لحظه ای که این حرفو به داداشم زدمو اونم پکید از خنده

    [Reply]

    سینا بختیاری Reply:

    😀 اشکال نداره ما همگی تو بچگی از این افکارا داشتیم 😛

    [Reply]
  3. یاسمین گفت:

    اعتراف میکنم وقتی بچه بودم یه بار چسب مایع ریختم رو میزتحریر داییم و بعد کیفی که با آن دانشگاه میرفت را گذاشتم روش.

    [Reply]

    سپیده Reply:

    عــــــــــــــــــــــــالی بود :))

    [Reply]
  4. نیلوفر گفت:

    اعتراف میکنم که دوسش دارم
    با اینکه دوسم نداره
    با اینکه براش مهم نیستم
    با اینکه هیچوقت منو ندید و درکم نکرد

    اما من هنوز دوسش دارم:(

    [Reply]
  5. سیامک گفت:

    اعتراف می کنم که از همون بچگی دنبال پول بودم…. 🙂
    نمی دونم چرا…..

    [Reply]
  6. یگانه گفت:

    اعتراف می کنم خیلی دل نازک هستم

    [Reply]
  7. ارزو گفت:

    اعتراف میکنم
    از کرده هام پشیمونم

    [Reply]
  8. منا گفت:

    اعتراف می کنم خیلی عصبی و بد اخلاق شدم

    [Reply]

    علی Reply:

    من به دختر عمم خیلی ضلم کردم
    الانم خیلی پشیمونم
    سالها پیش عاشقش بودم
    بهش گفتم اونم گفت ازم خوشش میاد
    باهمدر ارتباط بودیم که پسر عمم که پسر خاله ی اون میشه
    برام خبر فرستاد مریم با یه پسری بوده داداشش فهمیده حسابی دعوا کردن
    منم که کینه ای
    آبروشو تو فامیل بردم
    تا امسال که اشتباهی بش زنگ زدم
    تصمیم گرفتم اذیتش کنم
    بهش قول ازدواج دادم یه مدت با هم بودیم دوباره عاشق شده بودم
    آخرین لحظه زدم زیر همه چی
    با دختر یکی از دوستای بابام که خیلی پولدار بود
    فقط بخاطر پول ازدواج کردم
    مریم من خیلی به تو ظلم کردم منو ببخش

    [Reply]
  9. mehrnaz گفت:

    eteraf mikonam too zendegim tanha ye eshtebahe bozorg kardam

    [Reply]
  10. asal گفت:

    eteraf mikonam yeki a falmilamun a haj umade bu be jae in ke begam ziarat ghabul goftam namaz ruzeha ghabul

    [Reply]
  11. sadaf گفت:

    سلام چند وقت پیش خودم زنگ درههمسایه هارو میزدم در میرفتم
    یه بار جامو خیس کردم اونموقع تو جای آبجیم بودم آفتاد گردنش

    [Reply]
  12. mohaddese گفت:

    اعتراف میکنم یروز زنگ زدم ۱۱۸یه شماره بگیرم وقتی طرف گوشیو برداشت گفتم سلام شماره ی ۱۱۸ رومیخواستم وقتی فهمیدم چی گفتم گوشی رو قطع کردم وفقط زمینو گاز میزدم!

    [Reply]
  13. فروزان گفت:

    اعتراف میکنم به شماره ی هراه اول۹۰۹ نمیدونم چند زنگ زدم یه بخشیو رفتم یک نفر بصورت زنده گفت بله بفرمایید منم هاجو واج مونده بودم گفتم الو الو صدا نمیاد خلاصه زنه صداشو تقویت کرد گفت حالا چی منم گفتم نه هنوز صدا نمیاد=============خودتون قضاوت کنید دیگه زنه گفت اگه صدا نمیاد پس چجوری فهمیدی صدا نمیاد خخخخخخخخخخ

    [Reply]
  14. رها گفت:

    اعتراف میکنم که من هر کاری میکنم مامانم اولین کسی هستش که میزنه تو هدف اما من همیشه میگم نه مامان این بار هم اشتباه گفتی اما در صورتی که اصلا اینجوری نیست اخه مامانه من دارم؟؟؟؟

    [Reply]
  15. نگار گفت:

    من قبلا عاشق ی نفر بودم اسمش بنیامین بود. اون منو دوست نداشت. الان ی هفته ست با دوستش سالار دوست شدم . سالار خیلی دوستم داره. منم همیشه بهش میگم تو تنها عشقمی من دیگه به بنیامین فکر نمیکنم. سالاااااااااااااااااااااااار ببخشید دارم بهت دروغغغغغغغ میگم من هنوز عاشق بنیامینم شرمندهههههههههههههههههههه سالار. مامانم بهم میگه دوست پسر داری میگم نهههههههههههههه مامان مننننننننننننننننن؟ مامان از شما هم معذرت میخوام اره دارمممممممم . اخه من ۱۳ سالم بیشتر نیست . ی همچین دختر ۱۳ ساله ی ……………… هستم من

    [Reply]
  16. یکی رو دوس داشتم ک همیشه حسرتش رو می خورم ک برگرده هنوز دوس دارم اییییییییییییی خدا

    [Reply]

    mostafa Reply:

    انشالله به مراد دلتون برسید

    [Reply]
  17. سالار گفت:

    dیکی رو دو سدارم وی نمیتونم بهش بگم چون میدونم بهش بگم دیگه ازم دوری میکنه نگن هم خودم ناراحتم ولی عوضش اون از من بدش نمیاد اونم یه ادمی هستش کاملا خونوادشون فرهنگی کلا تو این تریپا نیستن بهش بگما نمیگه عزیز ایشون از من خوشنش میاد دیگه نباید بهش به چشم چشم چرون نیگاش کنم یا ازش بدم بیاد دوس داشتن جرم نیس که نباید بگی به چشم بد به من نیگا میکنی کلا بالایه ۳ ساله لنگم !!!

    [Reply]
  18. سهیلا گفت:

    من کسیو دوست دارم به نام هادی اما میترسم بگم دوستش دارم خوشو بگیره اما دارم داغون میشم.کاش پسرای ایرونی جنبه احساسات واقعیو داشتن.نه اینکه بعد شنیدنش برن دنبال یکی دیگه و بگن اینم مثه بقیه بود.

    [Reply]
  19. عرفان گفت:

    من ر نمی تونم بگم
    ررر
    رر
    اه

    [Reply]

    سپیده Reply:

    وای من عاشق اینام که ر رو نمیتونن تلفظ کنن. خیلی خاصه صحبت کردنشون.

    [Reply]
  20. پری گفت:

    من یکبار وقتی خیلی نوجوان بودم فکر میکردم پسر داییم عاشقمه ولی بهم نمیگه دوس پسرم که عاشقم بود ول کردم الان پنج سال از اون دوران میگذره من هنوز دوسش دارم ولی بهم نگفته می دونم دوسم نداره ولی۰۰۰

    [Reply]
  21. Afagh.n گفت:

    اعتراف میکنم زمان کنکور وقتى غرق درس خوندن بودم یه دفعه داد زدم گفتم بقول فامیل دور من از بچگى دوس داشتم خانم خانه دار باشم واقعن وضعیت حادى داشتم

    [Reply]
  22. ارزو گفت:

    اعتراف میکنم
    شکست خوردم از بازی زمونه هیچ وقت عشق درست حسابی نداشتم الانم شدم ی دختر خونه نشین که هر لحظه ارزو مردن میکنه

    [Reply]
  23. من از تاریکی میترسم یبارم از ترس تو شلوار جیش کردم

    [Reply]
  24. نگار گفت:

    اعتراف می کنم عاشف شدن خریت به تمام معناست،یادگرفتم اگه کسی بهم گفت عاشقتم بهش بگم تاچند دقیقه؟

    [Reply]

    maedeh Reply:

    اعتراف میکنم که توی زندگیم هیچوقت تحمل دوریwc رو ندارم…..خخخخخخ بالاخره اعتراف بود دیگه ……..اصن یه وععضیی

    [Reply]
  25. milad گفت:

    اعتراف میکنم
    موقعیت های زیادی رو تو زندگیم از دست دادم
    که حسرتشون رو میخورم 😐

    [Reply]
  26. اعتراف میکنم که نمیخوام اعتراف کنم!

    [Reply]
  27. مریم گفت:

    اعتراف میکنم من سر کنکور خون دماغ نشده بودم ولی به همه دروغ گفتم که خون دماغ شدم تا یه بهونه واسه بد شدن رتبه م داشته باشم 🙁

    [Reply]
  28. Anita گفت:

    من اعتراف میکنم که
    از روی عمد کله ی دوستمو کردم توی کیک تولدش

    [Reply]
  29. سپیده گفت:

    اعتراف میکنم توی ۱۱ سالگی سه تا تخم مرغ از توی یخچال برداشتم گذاشتم توی یه کیف پارچه ای و توی انباری تا تخم مرغها توی اون تاریکی جوجه بشن 😀
    خنــــــــــــگ بودم
    خنگ….
    میفهمی؟!

    [Reply]

    AMIR Reply:

    منم اعتراف میکنم وقتی ۵یا۴ سالم بود رو یه تخم مرغ نشستم فک میکردم جوجه میشه که دست برقضا تخم مرغ شکست و شلوار منم به درک رفت

    [Reply]
  30. شیرین گفت:

    من ی اعترافی میکنم با دوستم رفتم بیرون چادرم رفت زیرموتورش پاره شد ب خانوادم گفتم تومدرسه دزدیدن کاره خدا هم چندتا بچه هاروچادرشونو دزدیده بودن هیچ کس نمیدونه این موضوع رو

    [Reply]
  31. یاسان گفت:

    اعتراف میکنم ادم مزخرفی هستم

    [Reply]

    شیرین Reply:

    وا چرا

    [Reply]
  32. دانلود آهنگ جدید گفت:

    کامنتا خیلی باحال بودن خخخخخ
    سایتتون هم خوبه موفق باشید

    [Reply]
  33. زهرا گفت:

    اعتراف میکنم ملکه زیبایی جهانم.

    [Reply]
  34. مبینا گفت:

    اعتراف میکنم تا یه مدت فک میکردم نرم افزارهای فتو ادیتر همو فتوشاپن هر کی میپرسید میگفتم اره بلدم فتوشاپ همش کار میکنم باش=))

    [Reply]
  35. مبینا گفت:

    دوستانی که شکست عشقی خوردن بهشون پیشنهاد میکنم زیاد جدی نگیرن، تا اخرش عشقتونو پای کسی که دوس دارین بریزین اگه نشد بزارین بره و دیگه غصه نخورینوقسمتتون نبوده شاید موقعیت های خیلی بهتری در انتظارتون باشه که لیاقتشو دارین،به خدا توکل کنینو به زندگی امیدوار باشین تا اتفاقات خوشایندی در انتظارتون باشه…آن که رفت یادش فراموش…زندگی هنوز جریان دارد،ناامیدی ابزار شیطانه ازش دوری کنین

    [Reply]
  36. حامد گفت:

    روم به دیوار ؛ اعتراف میکنم وقتی بچه بودم میرفتیم خونه کسی میرفتم دستشویی توی آفتابه شون میش اشیدم!

    [Reply]
  37. اعتراف میکنم یبار در عاشق شدم ……..
    ..ترافااع

    [Reply]
  38. سحر گفت:

    همه فکر میکنن من دختر خیلی خیلی خوب درس خون مهربون و همه چیز تمومم که به پسرا اصلا اهمیت نمیدم و سرم توی مذهب و درسه و ادم موفق و زیبایی هستم ولی اعتراف میکنم ۲سال پیش اولین بار عاشق شدم و این جسارت رو به خودم دادم و با پسری که پیشنهاد دوستی داد دوست شدم و ۸ماه باهاش دوست شدم ولی بعد از هم جدا شدیم قسم میخورم فقط در حد تلفنی و چندبار دیدن بود اولین بار بود که وابسته میشدم از بچه گی خانواده شون رو میشناختم خانواده مذهبی بودن ولی پسره با چندتا دختر دیگه هم دوست بود……………..خلاصه شکست بدی بود خداااااااااااااااااااا منو ببخش به خاطر گناهم مامان وبابا جونم منو ببخشید از اعتمادتون سوئ استفاده کردم…………….دیگه غلط بکنم از این کارا بکنم

    [Reply]

    محسن Reply:

    به چشم یه شکست نگاه نکن به این قضیه
    همین که پاتو کشیدی کنار خودش یه پیروزیه 🙂

    [Reply]
  39. سپیده خ گفت:

    اعتراف میکنم انقدر گشتم و پرس و جو کردم،بالاخره شماره مجید خراطهارو پیدا کردم،اما انقدر ترسوئم حتی میترسم از بیرون بهش زنگ بزنم،ترسوتر از خودم توی ارتباط برقرار کردن با آقایون توی عمرم ندیدم.نه بچه نیستم،مثلا ۲۷ سالمه…

    [Reply]
  40. دیجی موری گفت:

    تیغو بکش سپیده !!!!!!!!!!!!!!!

    خب بعدش
    منم اعتراف میکنم که … ع … بد جوری میخاستم کلید لامپو تو وسط بزارم
    ینی ن خاموش شه ن روشن

    [Reply]
  41. سپیده خ گفت:

    دیجی موری !

    تیغو میکشم رو رگهام،میپاشه خونم رو عکساش،نتونست سدی بسازه، رنگ چشماش،سیل اشکاش،هیییییییی…

    [Reply]
  42. بیتا گفت:

    اعتراف میکنم عاشق امیرم ولی نمیدونم چرا خانوادم مخالفن

    [Reply]
  43. اعتراف می کنم اونقد که توبچگیم فضولی کردم و از بچگیم لذت بردم هیچی جاشو برام نمیگیره.
    یه ببعی داشتم حامله بود.فکر میکردم اسبه!!! سوارمیشدم توباغ میرفتم تا اینکه بدبخت بچه هاش مردن !!! روحشون شاد(دعوام نکنین اگرم زنده می موندن آخرش خودمون می خوردیمشون!)

    [Reply]
  44. baran گفت:

    اعتراف میکنم یه بار با دوستام نقشه کشیدیم معلم ریاضی رو اذیت کنیم
    که چشممون به صندلی پاره افتاد صندلی معلم و با اون صندلی پاره عوض کردیم و پر از آبش کردیم و خانم اومد نشست روش …
    بقیش رو هم خودتون تصور کنید

    [Reply]
  45. SADAF گفت:

    اعتراف میکنم خیلی خوشگل هستم خخخخخخخخ(^-^)

    [Reply]
  46. سالومه گفت:

    سلام دوستان.من عاشق بودم عشقم میدونست و اذیتم میکرد با اینکه خودشم منو دوست داشت.من رابطه رو تموم کردم.خیلی سخت بود همتون میدونین چی میگم.ولی آدمم و عزت نفس دارم.بعد از رفتنم از این رابطه خیلی ازم درخواست کرد برگردم ولی به صلاح نبود.خیلی سخته جواب تلفن عشقتو ندی ولی من تونستم

    [Reply]

    تنهای عاشق Reply:

    کاملا درکت میکنم سالومه خیلی سخته…

    [Reply]
  47. تنهای عاشق گفت:

    اعتراف میکنم ی بار نامزدم رفت سر کشو لباسهام ی لباس زیر کیتی دارم که عاشقشم اونو دید گفت مال تو اه؟ منم خجالت کشیدم بگم ماله خودمه… گفتم ماله خواهرمه….
    .
    .
    .
    به نامزدم گفتم اصلا دوستش ندارم… اما میخوام اعتراف کنم که خیلی دوستش دارم بیشتر از اونی که فکر میکنه دوستش دارم و دلم واسه دیدنش ی ذره شده…کاش میشد دوباره ببینمش…

    [Reply]
  48. سحر گفت:

    سلام …اعتراف می کنم حدود۴یا ۵سالم که بود, ,با مامانم و خواهرم بیرون رفتیم..و خواهر کوچیکترم ساناز دلش ویفر میخواست از اون رنگارنگا…مامانم میگفت بچه ساکت پول همرام نیس…منم که دیدم خواهرم خیلی زر زر میکنه وقتی داشتیم از سوپر مارکت سر کوچه رد میشدیم یه ویفر ور داشتم و خیلی ریلکس تو دستم نگه داشتم وقتی هم رسیدیم به خواهرم دادم گفتم بیا آجی بخور واسه تو گرفتم..!!!!;-)

    [Reply]
  49. fateme گفت:

    اعتراف میکنم خستم…
    امیدوارم راهو درست اومده باشم و ب نتیجه برسم تا خستگیام رفع بشن

    [Reply]
  50. Danny گفت:

    باور کنید کارت های بانکی کنار موبایل و آهنربا. نمی سوزه من خودم نیم سالت داشتم عابر بانک پسر خالمو رو آهنربا می کشیدم ولی نسوخت

    [Reply]
  51. مینا گفت:

    اعتراف میکنم دلم برای ۹۴ تنگ میشه

    [Reply]
  52. کوروش گفت:

    اعتراف می کنم ۱۰ دفعه به لبتاب و کامپیوتر داییم گند زدن فرداش درست شده بود خودش

    [Reply]

    کوروش Reply:

    گند زدم

    [Reply]

    کوروش Reply:

    درست شد

    [Reply]
  53. محمدرضا گفت:

    تو دانشگاه از اون جایی ک همه جور آدم هس بر حسب اتفاق با خیلی ها (هم دختر هم پسر ) دوست می شدیم . از لابلای این آدما بودن کسایی ک نامردی کردن ، بودن کسایی ک نفهمیدن مارو ، پی خوش گذرونی خودشون بودن اعتراف میکنم منم تمام تلاشمو کردم این احساس بی ارزشی رو خودشونم درک کنن ، اهمیت ندادنا تحویل نگرفتنا همشو باید تجربه میکردن .

    [Reply]
  54. امیرمحمد۶۶۶۶ گفت:

    من ۱۵ سالمه اعتراف میکنم که یکی از همکلاسی های کلاس زبانمو دوس دارم ولی میترسم بهش بگم میترسم اگر بگم ترکم کنه 😭😭😞😞

    [Reply]



انجمن